انواع جمله مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
جمعه ، 3 ارديبهشت 1389 ، 03:31

جمله دو نوع است : جمله اسميه ، جمله فعليه

جمله اسميه : جمله اي است كه غالباً با اسم شروع مي شود و دو ركن دارد مبتدا، خبر

1. مبتدا : اسمي كه غالباً در ابتداي جمله مي آيد و درباره آن خبر مي دهيم مانند (المؤمن) در جمله

(المؤمن صبورُ)

2. خبر : كلمه يا كلماتي است كه غالباً بعد از مبتدا مي آياد و درباره مبتدا خبرمي دهد و معني جمله را

كامل مي كند. مانند : (صبور) در جمله المؤمن صبورٌ

اعراب مبتدا و خبر هردو رفع است و به عبارت ديگر مبتدا و خبر مرفوع هستند و علامت رفع آنها غالباً ( -ٌ يا

–ُ ) است.

خبر معمولاً از لحاظ مذكر و مؤنث از مبتدا تبعيت مي كند. جاءَ الطالبُ : فعل و فاعل الطالبُ جاء : مبتدا و خبر

براي يافتن خبر پي بردن به مفهوم عبارت راهگشاست. ترجمه و معناي جمله خبر را مشخص مي كند.


خبر غالباً به يكي از سه صورت زير مي آيد :

1. مفرد (مؤمن صبورٌ)

2. جمله فعليه (المسلمُ يَصْدقُ)

3. جار و مجرور(النجاةُ في الصّدق)

اعراب كلمات مبني ( ضماير، اشاره ، ....) محلي است. اعراب جمله و شبه جمله نيز محلي است. بنابراين

در مبتدا و خبر، ضماير و اسم هاي اشاره و جمله ها و شبه جمله ها محلاً مرفوع مي باشند.

محلي يا محلاً : يعني كلمه مورد نظر در محلي قرار گرفته كه اعراب خاصي را مي طلبد اما از گرفتن آن ناتوان است.

مثلاً وقتي مي گوئيم : هذا در جمله هذا كتابٌ محلاً مرفوع است يعني اين كلمه در محلي و موقعيتي واقع

شده كه بايد مرفوع مي شد اما از گرفتن اعراب رفع ناتوان است.

جمله فعليه : جمله اي است كه غالباً با فعل شروع مي شود.

جمله فعليه دو ركن دارد. الف : فعل ب: فاعل

فعل : به انجام دادن كاري يا داشتن حالتي در زمان معين دلالت مي كند.

فاعل همان انجام دهنده كار (فعل) است.

فاعل : در عربي حتماً بايد بعد از فعل بيايد و اگر قبل از فعلي بيايد ديگر فاعل ناميده نمي شود و نام ديگري

دارد كه فاعل هميشه رفع مي گيرد و به عبارت ديگر فاعل هميشه دو نوع است و علامت رفع غالباً

( -ٌ يا –ُ ) است.

فعل از جهت ( مذكر و مؤنث) با فاعل خود مطابقت مي كند.

فعل از جهت (مذكر و مؤنث) با فاعل خود مطابقت مي كند.

هر گاه فعل در آغاز جمله بيايد به آن جمله ي فعليه مي گوئيم.

در صيغه هاي غايب هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر بيايد، فعل به صورت مفرد مي آيد.

هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر نيامده باشد، فعل همراه ضميري مي آيد كه همان ضمير فاعل است در

صيغه هاي مخاطب و متكلم همانند همه زبانها – فاعل به صورت ضمير مي آيد. مانند : اكتُبُ (انا) – تَكْتبون َ (

و) تكتبين (ي ) به فعل هايي كه معناي آنها با فاعل كامل مي شود، لازم مي گوئيم.

به فعل هايي كه علاوه بر فاعل ، به مفعول نيز نياز داشته باشد متعدي مي گوييم.

مفعول از دو راه تشخيص مي دهيم؟

1. تشخيص از راه معنا

2. تشخيص از راه علامت قدم نخست

براي تشخيص مفعول به همچون ساير نقش ما ، مهم معناي عبارت است.

در زبان عربي مفعول به نيز داراي علامتي است كه به وسيله آن مي توان مطمئن شد كه تشخيص ما صحيح

بوده و كلمه مورد نظر مفعول به است. علامت اختصاصي مفعول به معمولاً فتحه ( -َ -ً ) است يعني مفعول به

پيوسته منصوب مي باشد.

مفعول به معمولاً بعد از فاعل مي آيد.

ضمير منفصل منصوب ( ايّاك و ...) ونيز ضمايز متصل به هر سه قسم كلمه‌، با فعل بيايند غالباً مفعول به هستند .

جار و مجرور : به حروفي از قبيل مِنْ (از) في (در) الي (به سوي) لي(براي ) علي (بر روي) بِ (با) كَ (مانند)

عن (از) حروف جر ، به اسم پس از آنها مجرور و به هر دو جار و مجرور مي گوئيم.

حروف جر تنها قبل از اسم مي آيند.

  • ایمان  - اطلاعات کم بود
نوشتن نظر
Your Contact Details:
نظر:
[b] [i] [u] [url] [quote] [code] [img]   
:angry::0:confused::cheer:B):evil::silly::dry::lol::kiss::D:pinch:
:(:shock::X:side::):P:unsure::woohoo::huh::whistle:;):s
:!::?::idea::arrow:
Security
کد آنتی اسپم نمایش داده شده در عکس را وارد کنید.
آخرین بروز رسانی مطلب در جمعه ، 3 ارديبهشت 1389 ، 06:46